مرتضى مطهرى

48

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هدفهاى پست و پليد خودشان قرار مىدهند . سنايى مىگويد : چو علم آموختى ، از حرص آنگه ترس كاندر شب * چو دزدى با چراغ آيد گزيده‌تر برد كالا اين بسيار حرف درستى است . يك فرد همين كه عالم شد ، كافى نيست كه بگوييم هركارى كه اين آدم مىكند درست است . بايد ببينيم علم اين آدم آزاد است يا اسير ؟ آيا علم اين آدم در راههايى كه عقل تصويب مىكند به كار مىافتد يا در راه هدفهاى ديگر و به تعبير امير المؤمنين مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدّينِ لِلدُّنْيا « 1 » است ؟ . اين در خصوص يك فرد است تا چه رسد به اجتماع كه عده‌اى از علما و دانشمندان فعاليت مىكنند ، اجتماع را به جلو مىبرند و يك عده مردم سودجو در كمين مىباشند كه از كارهاى اينها سوء استفاده كنند . پس اين مقياسى است كه ما مىتوانيم به دست بياوريم راجع به تغييراتى كه در روزگار پيدا مىشود كه چه تغييرات ، تغييرات خوبى است و چه تغييرات ، تغييرات بدى است . با تغييراتى كه در ايجاد آن ولو علم هم دخالتى داشته است اما علم در خدمت هوا و هوس بشر قرار گرفته تا اين تغييرات را ايجاد كرده است نبايد هماهنگى نمود . هماهنگى كردن با اينها مساوى با سقوط است . اگر بگوييد عصر عصر علم است ، مىگوييم بله عصر علم است اما آيا تمام سرچشمه‌هاى وجود بشر غير از علم خشك شده است ؟ فقط عصر علم است ، بشر فقط عالِم است ، غير از علم نيروى ديگرى در بشر وجود ندارد ؟ چرا . اين نكته را توجه داشته باشيد : در هيچ دوره‌اى به اندازهء دورهء ما علم اسير و برده نشده است . اسم اين دوره را نبايد عصر علم گذاشت ، بايد عصر بردگى علم گذاشت ، عصر اسارت علم ، يعنى عصرى كه علم را آزاد نمىگذارند . در تمام دوره‌هاى گذشته ، علم از اين دوره آزادتر بوده است . در هيچ دوره‌اى علم و عالِم مثل امروز بدبخت و اسير و بيچاره نبوده است . شما اگر درست دقت كرده باشيد مىدانيد كه اگر عالمى پيدا بشود ، مثلًا يك مخترع و يا يك روان شناس بسيار ماهر ، تا پيدا شد فوراً قدرتهاى سياسى او را در

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 147